الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

723

علل الشرايع ( فارسي )

اگر مىدانستم كه تو مىدانى آن زن شوهردار است سرت را با سنگ مىشكستم . حديث ( 17 ) و با همين اسناد از حضرت ابى جعفر عليه السّلام نقل شده كه فرمود : امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : زن و مرد را سنگسار نمىكنند مگر آنكه چهار شاهد بر ادخال و اخراج ( ادخال آلت مرد در فرج زن و اخراجش از آن ) شهادت دهند ، سپس فرمودند : من خوش ندارم اوّلين نفر از شهود چهارگانه باشم زيرا خوف دارم آن شهود ديگر نكول كرده و شهادت ندهند در نتيجه من تازيانه بخورم . حديث ( 18 ) و با همين اسناد از حضرت ابى جعفر عليه السّلام مروى است كه فرمودند : اوّل چيزى را كه امراء و حكَّام حلال شمردند شكنجه بود به خاطر افتراء و دروغى كه انس بن مالك بر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بست و آن اين است كه گفت : « رسول خدا قطع كرد دست مردى را و نگذاشت وارد بستان شود » و از آن به بعد امراء و واليان عذاب و شكنجه را حلال شمردند . حديث ( 19 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از موسى بجلى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مردى را كه با زنى در يك اطاق بود نود و نه يا نود و هشت تازيانه زدند . راوى مىگويد : عرض كردم : آيا امير المؤمنين عليه السّلام بدون بيّنه تازيانه زدند ؟ حضرت فرمود : بلى ، مگر نمىبينى كه آن جناب فرمودند : اگر بيّنه قايم بشود حدّ تمام خواهم زد . باب سيصد و بيست و هفتم سرّ اين كه بين اهل ذمّه معاقله و تحمّل جواز از همديگر وجود ندارد حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از ابى ولَّاد از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : بين اهل ذمّه نسبت به جناياتى كه مرتكب مىشوند از قبيل قتل يا جرح معاقله يعنى تحمّل جور از همديگر وجود ندارد بلكه ضمان جناياتشان را از اموالشان